تاريخ : 93/08/06 | 2:33 PM | نویسنده : مریم
سعی کردم یه شام رمانتیک باشه واسه یه شب خیلی خااااااااااااااااااااااص، هر چند که نشد

ولی شامش خوب بود، شنیتسل مرغ بود با نان سیر و سالاد



تاريخ : 93/08/06 | 2:30 PM | نویسنده : مریم
این یه شام سنتی بود .

توی ظرفهای سفالی که از شوش خریدم. واسه تنوع. گفتم یه کم بریم تو کار رسومات سنتی

شامش هم استانبولی پلو بود.



تاريخ : 93/08/06 | 2:24 PM | نویسنده : مریم
اینا رو تو مسافرت با دوست جووون ، به استانبول خوردیم . یادش به خیر

این یه جور کبابه، تقریبا مثل کوبیده خودمون، ولی برنجشون جالب نیست، مثل بلغوره . به ذائقه ما نمی خوره

این یکی هم جوجه کبابه ، خوشمزه بود

 

اینم اسکندر کبابه که غذای سنتی و معروفشونه ، به نظر من خیلی چیز خاص و ویژه ای نیست، ولی شبنم عاشقشه

 

 



تاريخ : 93/08/06 | 2:3 PM | نویسنده : مریم
اکبر جوجه و دیزی

مزه، کیفیت ، سرویس و قیمت ، همه چی در حد مناسب و رضایت بخش

 



تاريخ : 93/08/06 | 1:31 PM | نویسنده : مریم

 

به مناسبت ارتقای شغلی به سمت معاون یا کارمند بازرگانی از یه شرکت کذایی

البته خدایی صبحانه و جوش خیلی خوب بود، یادش به خیر



تاريخ : 93/08/06 | 12:8 PM | نویسنده : مریم
کدو را خام، حلقه های نازک می بریم، رویش را از مخلوط زیر می ذاریم

یا ماست کیسه ای سفت ( یا پنیر صبحانه) خودم پنیر لبنه کاله گذاشتم

ماست یا پنیر + گردو خرد شده + نمک و فلفل + شوید یا گشنیز خرد شده

خودم عاشقش بودم ( البته تازه مصرف شه بهتره - کدو بمونه نرم میشه)

 



تاريخ : 93/08/06 | 11:41 AM | نویسنده : مریم
 

الویه درست کردن را که همه بلدن. این فقط یه ایده ی جدیده برای سرو  کردنش که یه کم مدرن و متفاوت باشه. فقط توضیح اینکه زیرش نان تست گذاشتم، روش رو هم مایونز را ریختم توی کیسه فریزر، هنر نمایی کردم.

به چشم مهمونای من که خیلی اومد.



تاريخ : 93/03/23 | 11:20 PM | نویسنده : مریم
سالاد پاکت - رستوران پاکت برج میلاد

سالاد با سس ترش  که واقعا هم ترش بود،  آخراش نمی شه خورد

 

ساندویچ پنیر و سبزی

خوشمزه بود ولی یه کم گرون

 

سالاد با سس ریحان

بدک نبود ولی فکر نمی کنم همه پسند باشه

 



تاريخ : 92/09/17 | 1:9 PM | نویسنده : مریم
دوستای گلم 

می دونین که این روزها بازار سایت های تخفیف گروهی اینترنتی حسابی داغه . سایت های خوبی هم هستن که دارن فعالیت می کنن و برای مشتری و خودشون ارزش قایل هستن . 

نمونه اش سایت www.goldtag.net  هست که من تا الان چند بار ازش خرید کردم و خیلی راضی بودم. سایت نت برگ هست که حسابی معروفه و خدماتش هم خوبه . البته چند باری مشکل پیش اومد ولی محترمانه و مودبانه پیگیری کردن و مسئله رو حل کردن . 

تخفیفان بدک نیست . اونم تخفیف های خوبی می ذاره ولی پشتیبانی شون مثل نت برگ نیست ولی باز قابل قبوله . ولی الان من می خوام راجع به یه سایت دیگه بنویسم اونم همخرید است. 

یه سایت تازه تاسیس با یه مدیریت بی تجربه و کارکنان بی مسئولیت . من از این سایت یه کوپن خریدم مال رستوران ده بابام اینا

حدود دو هفته که با این رستوران تماس می گرفتم و هیچکس گوشی را بر نمی داشت . چند بار برنامه ریزی من و دوستانم به خاطر بی توجهی رستوران و این سایت بهم خورد که حالا می گیم اونا هیچی . 

بعد از دو هفته پیگیری از طریق سایت ، همخرید اعلام کرد که مشکل مال رستوران بوده که یه خط تلفنی را توی کوپن اعلام کرده که اصلا خرابه . به همین راحتی . دیگه وقت و هزینه و برنامه ریزی مردم هیچی . گفتن اون خط خراب بوده ما هم توی آگهی دیگه خط درست را نذاشته بودیم . ( حالا این که مردم باید کف دستشون را بو کنن که بدونن خط خراب بوده باید دنبال یه راه دیگه باشن ، اینم هیچی ) 

بعد از کلی ماجرا من موفق شدم برم این رستوران کذایی . که سایت به من گفت با خیال راحت برین من براتون هماهنگ کردم . منم پا شدم با یه دوستی که باهاش رو دربایستی دارم و دعوتش کرده بودم رفتم رستوران ده بابام اینا . 

عجب رستورانی بود . محیط افتضاح ، همه جوونای داغون ناجور در حال قلیون کشی و جلف بازی . فقط دکوراسیونش قشنگ بود. 

صندوقدارش که یه خانمی بود حسابی ناشی و بی تجربه بود. یه آقایی هم که معلوم نبود اونجا چی کاره هست ، لم داده بود به کانتر صندوق با یه ژست ناجوری .

خلاصه ما نشستیم سر میز و گارسون اومد گفت چی می خواین که من سفارشم را دادم و کوپن تخفیفم را هم ارائه کردم . 

من کوپن را از توی سایت پرینت گرفته بودم ، یعنی جایی که خودشون در نظر گرفته بودن، از خودم طراحی نکرده بودم که مشکلی توش باشه . 

بعد از سه بار که گارسن هاشون اومدن سر میز ما ، خانم صندوقدار ( برای بار چهارم اومد ) و گفت شما کوپنتون عجیبه و من نمی تونم به شما سرویس بدم . 

گفتم چرا ؟ گفت توی این نوشته شما مبلغ 25 تومن پرداخت کردین در صورتیکه که غذای ما ( من از طریق کوپن دو پرس جوجه چینی برای دو نفر به مبلغ 25 تومان خریده بودم ) یعنی همون جوجه چینی مبلغش توی منو 17 تومانه ، یعنی شما نه پول دو تا را دادین نه یکی شاملتون می شه . ( یعنی طرف حسابی ناشی بود ، اصلا نمی دونست مفهوم کوپن تخفیف چی هست ، خب بابا جان من اگر قرار بود دو تا 17 بدم که دیگه تخفیف نمی خریدم . ) خلاصه من انقدر براش توضیح دادم که آخرش هم متوجه نشد که من ترجیح دادم پول میزم را آزاد و بدون تخفیف حساب کنم که بیشتر از این جلوی دوستم آبروم نره . 

به خاطر رفت و آمد های گارسون ها و صندوقدارشون بالای میز من ، حسابی توجه کل رستوران به ما جلب شده بود که خیلی حس بدی از این بابت داشتم . 

خلاصه پول غذا را آزاد دادم ولی حسابی عصبی بودم از این رفتارشون . به سایت زنگ زدم و گفتم قضیه اینه . گفتن ما پیگیری می کنیم . 

الان حدود سه هفته از این قضیه می گذره . من قد سه برابر پول اون کوپن هزینه قبض موبایلم شده برای اینکه تقریبا هر روز با سایت تماس می گرفتم که من از کوپنم استفاده نکردم هزینه من را بر گردونین. 

هر روز من را پاس می دادن به یه قسمتی ، یه بار پشتیبانی ، یه بار مدیر سایت ، یه بار حسابداری . یه بار می گفتن تا آخر هفته واریز می شه ، یه بار می گفتن نه امکانش نیست. 

در نهایت امروز دیگه بهشون گفتم من از خیر این پول می گذرم ولی موضوع را اطلاع رسانی می کنم . 

سایتی که انقدر واسه مشتری اش ارزش و احترام قائل نیست که به حقوقش احترام بذاره ، نباید ادامه کار بده. 

فرض کنید من ( اصلا به دلایل نا معقول - که خداییش هم دلایلم موجهه) از کوپن اینها استفاده نکردم ، پس من هزینه ای را بهشون تحمیل نکردم که بابتش ضرر کرده باشن . من فقط پول خودم را باید پس می گرفتم که امروز بعد از این همه دردسر تازه اعلام کردن پولم را نمی دن . 

آخه دیگه دزدی یعنی چی ؟ این که تو از یک نفر پول زور بگیری و بهش پس ندی و اون طرف هم به خاطر کمبود وقت و مشکلات خودش و این که واقعا این مبلغ ، انقدر قابل توجه نیست که همه کار و زندگیش را بذاره کنار بره واسه پیگیری حقش ، اسمش غیر از دزدی و کلاهبرداری چی می تونه باشه؟

بهشون گفتم این پول ، براتون مشکل شرعی داره ، چون من که راضی نیستم . این پول حروووووووووووووومه . اگر پول حروم خوردن براتون مسئه ای نیست ، نوش جونتون . 

فقط دلم می خواد ماها ، به عنوان مشتریان سایت های تخفیف گروهی برای خودمون ارزش قائل باشیم و اجازه ندیم کلاه برداری های مدرن و شیک و امروزی به هر وسیله ای حقمون را بخورن . 

من عقیده ام اینه که باید تفاوت باشه بین کسی که برای من و تو اهمیت قائله و کسی که فکر می کنه چون خرش از پل گذشت و از دست مشتریش پول را قاپید دیگه هر کاری دلش می خواد می تونه بکنه . 

خواهشم ازتون اینه که این موضوع را اطلاع رسانی کنید ، ( که خود از طریق فیسبوک و وی چت و وبلاگ دوستانم هم این کار را می کنم ) و این سایت بی تجربه و ناشی و کلاه بردار را تحریم کنید که نتونه ادامه حیات بده . واقعا باید فرق باشه بین توهین و احترام به مشتری 

از همتون ممنونم . لطفا اگر نظر و تجربه ی مشابهی دارین برام بنویسین . حتما منتشرش می کنم . 

اینم آدرس سایتشونه .www.hamkharid.com   آدرس درگاه اینترنتی کلاه برداری مدرن 



تاريخ : 92/06/02 | 4:30 PM | نویسنده : شب نم
اینم از اون نوشته های پر از انتقاده

ما امروز نهار از پلاک گرفتیم. یه پیتزا استیک یه جکی فرنچ فرایز ( سیب زمینی با پنیر ) یه سالاد تای یه پپسی یه موهیتو که شد ۴۰۳۰۰ تومن

اگه ادم پول زیاد بده و غذای خوب بخوره دلش نمی سوزه اما خدایی پول بدی غذای بد بخوری خیلی بده

پیتزا بد نبود فقط در همین حد. واقعا نه خوب بود و نه بد.

سیب زمینی پنیر که پنیرش در حد یه چیزه تزئینی بود خیلی کم.

سالاد خوب بود به نسبت بقیه.

موهیتو رو من دوست نداشتم ولی چون بار اول بود امتحان می کردم نمی دونم طعمش همینه یا اینجا خوب نبود.

رستوران های پلاک بیرون بر هستن و خوب وقتی یه نفر سفارش از بیرون میده نه از خونه پس بهتر بود یه چنگالی یه نمکی یه نی یه دستمال ... چه می دونم از این سرویس ها می ذاشت.

در کل که من اصلا راضی نبودم. این جور رستورانها باعث می شن از اینکه جاهای جدید رو امتحان کنم پشیمون شم



تاريخ : 92/05/26 | 5:8 PM | نویسنده : شب نم
 

فکر کنم هر کی بازار رفته این رستوران رو هم امتحان کرده.

رستوران تو سبزه میدان قرار داره.

یه صف داره که وقتی می بینیدش پشیمون می شید برید تو اما نهایتا بیست دقیقه طول می کشه نوبت آدم بشه.

رستوران لوکس و شیک نیست خیلی هم شلوغه اما غذاش فوق العاده است از هر نظر که حساب کنید.

قیمت هاش مثل یه کبابی معمولیه ( ما یه ته چین با یه کباب کاردی و سالاد بروکلی و ۲ تا ماست و دو تا نوشابه گرفتیم شد ۳۳ هزار تومن ). اما موادی که استفاده می کنه درجه یکه طعم غذاها عالیه مقدارش هم زیاده. یعنی واقعا پولی که می گیره نوش جونش .

من خودم آدم کباب خور نیستم اما هر چند وقت یه بار باید یه سر برم مسلم. کباب کاردیش محشره. نه چربه نه خشکه و یه پرسش منو همسرمو سیر می کنه.

ته چینش هم خوشمزه است. باقالی پلو هم عالیه.

ماست ها و سالادهایی که داره هم خوشمزه هستن.

یه چیز جالبتر اینه که من دیروز قبل از رفتن تو یه سایتی در مورد مسلم خوندم که مدیرش اون جا بوده و با مشتری ها حرف میزده و ..... ولی من با خودم فکر کردم چون اون آقا می خواسته تبلیغ کنه براشون مدیر اون روز اونجا بوده اما دیروز هم ایشون اونجا بودن و از مردم نظر می پرسیدن و حواسسشون به همه چی بود.

فقط کاش بتونن رستوران رو بزرگتر کنن توی صف وایسادن مشکلی نیست ولی اینکه باید بالای سر بقیه وایسی که غذاشون تموم شه آدم رو معذب میکنه

دوست دارم جاهایی رو که کارشون رو بعد از این همه سال هنوز مثل روز اول با دل و جون و با کیفیت انجام میدن.



تاريخ : 92/04/05 | 1:26 PM | نویسنده : مریم

یه رستوران خیلی کوچیک توی خیابون ونک ، تقریباً دور میدان شیخ بهایی است . 

اسمش مکزیکی است ولی خیلی بی خوده ، من که  رستوران مکزیکی ژیله مو رفتم و اونجا تاکو و بوریتو خوردم اینو اصلا رستوران نمی دونم . 


یه تاکو سفارش دادیم ، یه بوریتو . 

تاکو که فاجعه بود ، یه نون خشک و کلفت و سفت ، خیلی بد بود. البته مواد داخلش خوب بود ولی تاکو که نونش اینجوری نیست ، مثل بیسکوییت سفت و خشک بود. 

بوریتو هم که دیگه نگو . نونش که اصلا خوب نبود ، حالا باز مواد میانیش بهتر بود . 

قیمت هر دوش هم 10 تومان بود . یعنی 10  تاکو ، 10 بوریتو . اصلا نمی ارزید ، یه لقمه بیشتر نبود . بهتون توصیه می کنم به هیچ عنوان پاتون را نذارین اونجا . 

البته ظرفیت نشستن هم برای 8 نفر بیشتر نداره که اونم به صورت یه میز متصل به دیوار و چند تا صندلی پایینشه که قدتون هم به میز مسلماً نخواهد رسید. 

تنها حسنش سالاد مخصوصش بود که اون هم فقط دیزاین جالبی داشت ، توی همین نان های تاکو درستش کرده بودن . 

این هم عکس تاکو و بوریتوش.

و این هم یه بوریتوی واقعی که من توی رستوران ال مکزیکو ( توی شهر آنتالیا ) خورده بودم . تورو خدا تفاوت غذا را مقایسه کنید با غذا. 

بعضی از این رستوران ها به شعور مشتری توهین می کنن به خدا. 




تاريخ : 92/04/04 | 4:13 PM | نویسنده : مریم

وای که چه گرفته ام . چقدر تنهام ، چقدر دلم می خواد گریه کنم . 

نمی دونم چه مرگمه . ظاهرا همه چیز خوبه ولی باطنشو نمی دونم . خیلی خسته ام . چرا شو نمی دونم . دلم می خواد تنها باشم . تنهای تنها. 

توی یه کلبه نزدیک های دریا ، یه اتاق روشن و آفتابگیر . ولی نه تلفن می خوام نه اینترنت و نه حتی یاد آدم های دور و برم . 

دلم می خواد انقدر تنها بشم که حتی یاد کسی هم نباشم ، غصه ی غصه های بابا رو نخورم ، واسه وضعیت دخترهای خواهر نمام حرص نخورم ، از رفتارهای مامان عصبی نشم ، درگیر جر و بحث های مسخره با محمد نشم ، دلم هم برای کسی تنگ نشه . 

فکر کنم دارم خودم را پیدا می کنم ، این که کی ام ، چی ام ، چی می خوام ، چی نمی خوام و هزار تا چیز دیگه . زندگی عجب چیز پیچیده ای است و از اون پیچیده تر آدمی . 

وقتی به بعضی چیزها علم پیدا می کنی ، وقتی چشمات باز می شه ، وقتی می بینی چیزهایی را که به ذهنت هم خطور نمی کرد که اصلا همچین چیزهایی وجود داشته باشن ، چقدر گیج می شی ، چقدر زجر می کشی تا هضمش کنی ، چقدر بهم می ریزی . 

از همه ی اینا بدتر اینه که تویی که داری می بینی نمی تونی به بقیه ثابت کنی که اینا وجود داره ، از حماقت خودشون به تو می خندن . می گن برو بابا دلت خوشه . داریم زندگیمون را می کنیم دیگه. 

چقدر خوشبختن که زندگی براشون همینه . همین که دور هم جمع بشن و بگن تاریخ عروسی دختر خاله ی عموی نوه ی مادریزرگ شهین خانم مشخص شده .  و حالا از این به بعد دنبال رنگ دامن و مدل مو باشن . 

خدایا به اینا چی دادی که به امثال من ندادی؟ خوش به حالشون . خوش به حال همه ی احمقای دنیا . خوش به حال همه ی آدم های پوچ و الکی خوش دنیا. 

پروردگارم ، دلم خیلی گرفته . دلم برات تنگ شده . دیگه حتی تو رو هم ندارم . نمی دونم چرا حوصلم نمیاد باهات حرف بزنم . دیگه حال اون روزهایی که را که می گفتم خدایا خیلی دوستت دارم ، بغلم کن را تجربه نمی کنم . 

شاید از طرز فکر آخوندی دلیلش اینه که بار گناهم سنگین شده . که البته حسابی هم شده . گندهایی زدم که بیاااااااااااااااااااااااااااا و ببین . 

آخ خدا ، نمی دونم چی برات بنویسم ، تو که خودت همه را می دونی . نمی دونم اگه بگم هنوز یادمی که بارزترین لقبت برام ستار العیوب است ، دارم به خودم دلداری می دم ؟  یا واقعا هنوز آدمتم که تشت رسواییم را از پشت بام ننداختی ؟

خدا جونم ، مهربونم ، عزیزم ، بزرگم ، کمکم کن . این مخلوق کوچیک خسته ی ضعیفتو تنها نذار . خدا جوووونم دلم برات تنگ شده . دل تو هم شده آیا ؟

تو که منو از من بیشتر دوست داری ، بابا جان من دست پرورده ی خودتم ، مگه میشه یه پدری بچه ی از گوشت و خونشو دوست نداشته باشه ؟

مهربونم ، منم از گوشت و خون تو ام . روح تو توی وجودمه . پس بازم منو ببخش و کمکم کن . 

اله من تو را به الهیتت قسم می دم که دوستم داشته باش و کمکم کن که دوستت داشته باشم . دلم برای همه ی اون حس های غریب بینمون تنگ شده .

یه فرصتی برام جور کن . یه تنهایی اساسی ، فقط خودم و خودت . یه جایی که حسابی تو بغلت گریه کنم و تو آرومم کنی . 

از همین الان منتظرم ، دیگه بقیه اش با تو . هوامو داشته باش. زیاد هم منتظرم نذار که می دونی بی حوصله ام . بازم دوستت دارم . 



تاريخ : 92/04/01 | 10:45 AM | نویسنده : مریم

امروز یه حال متفاوتی دارم ، یه کم گرفته ام یه کم خوبم ، مثل هوای بهارم .

فقط هنوز به اون گریه های بهاری نرسیده ام . 

توی این کلاس تحلیل رفتار یه چیزهایی یاد گرفتیم که همه ی نظامم را بهم ریخته .  سارا ( مدرس کلاسمون ) می گفت : تعریف علمی عشق اینه که آدم ها از خودشون موج می فرستن . انسان مولد موج و امواجه ، حالا یه نفری امواجی که از خودش متصاعد می کنه ، هماهنگ می شه با نفری که اون امواج را کم داشته . 

تعریف عددیش اینه که من از خودم 50 تا موج پخش می کنم ، توی همون محیط آدم دیگه ای هست که همون 50 تا را کم داره و بر حسب تصادف همون جنس امواج منو کم داره ، این طوری میشه که اون آدم حس می کنه عاشق این یکی شده . بنابراین عشق در نگاه اول کاملا حقیقت داره . 

حالا اگر من ( که امواج را فرستادم ) امواج اون را بگیرم ، یعنی موج های طرف مقابل هم از همون جنسی باشه که من کم دارم ، منم عاشق اون میشم . ولی اگر امواج طرف هماهنگ با خلاء های من نباشه ، من احساس عشق نمی کنم . برای همین هم هست که عشق های یک طرفه وجود داره.

اینا و خیلی چیزهای دیگه ای که سارا گفت برای هممون خیلی جالب بود ، همه شگفت زده بودیم که عجب علم باحالیه این روان شناسی . 

وقتی مقدار موجی که این دو برای هم می فرستن انقدر زیاد است که خلاء های هر دو را پوشش می ده ، این دو به یه نهایتی می رسن که قبلا تجربه نکرده بودن . مثلا 50 تا خانم و 50 تا آقا موج مثبت دارن ، حالا این دو 100 را تجربه می کنن که تا قبل از این نداشتنش . حالا توقع و معیارشون می شه همون 100 .

بعد می گفتش که علت نوسانات عشقی اینه که گاهی این امواج کم و زیاد می شن . مثلا خانمی ( مخصوصا خانم ها نزدیک زمان ماهیانه شان ) امواج مثبتشون خیلی پایینه . حالا این خانم موجی که می فرسته ، عددش 30 است ، یعنی 70 تا کم داره تا پر شدن خلاءهاش، ولی طرف مقابل بازم همون 50 تا یا شایدم کمتر را می فرسته ( چون اون هم آدمه و ممکنه اون هم توی دوران افول انرژیش باشه ) . 

حالا این خانمه 20 تا  کم می یاره تا به اون نهایت شور و شوقی که قبلا با آقاهه داشته برسه ، برای همین هم توی اون دوران فکر می کنه ، عشقش نسبت به طرف کم شده . چون الان دیگه معیارش 100 است . 

یه نکته ی جالب دیگه هم این بود که می گفت آقایون هم حالتی مثل دوران پریود خانم ها را دارن . البته نه اینکه از لحاظ جسمی بیرون ریزی داشته باشن ، ولی همون تغییرات هورمونی توی بدنشون اتفاق می افته . کلا هر موجود زنده ای از لحاظ بیولوژیکی یه دوره ی صعود داره ، یه دوره ی افول . 

این را خودم قبلا توی کلاس های ادبیات از زبان استادامون شنیده بودم . البته اونا این شکلی نمی گفتن . استادمون می گفت عرفا عقیده دارن که انسان گاهی اوقات در حالت قبض است و گاهی در حالت بسط. 

قبض مال اون روزهاییه که حالتون گرفته اس ، کسل هستین ولی نمی دونین چرا ، بسط هم که دیگه برعکسشه ، روزهایی که سرحال و شادین . 

یه روش جالبی هم یادمون داد که بتونیم دوره ی افول خودمون و طرف مقابلمون را پیدا کنیم ، باید یک نمودار بکشیم ، روی یک محورش تاریخ بزنیم ، روی محور دیگه در صد ، بعد پایان هر روز درصد خوبی حالمون را علامت بزنیم . بالای نمودار هم یه سئوال بنویسیم که حال من امروز چگونه است ؟

آخر هر ماه خطوط را بهم وصل کنیم و دوره ی افول را پیدا کنیم . 

تا یادم نرفته برم ، نمودارم را بکشم . بقیه اش را بعدا می گم ...



تاريخ : 92/04/01 | 10:16 AM | نویسنده : مریم


دوستان عزیزی که به وبلاگ من سر می زنید :

اولاً خیلی ممنونم که از این صفحات بازدید می کنید 

ثانیاً خواهش می کنم راجع به هر پستی که می خونید ، نظرتان را بنویسین ، حتی اگر شده در حد دو تا کلمه که مثلا باهاش موافقم ، یا کاملا مخالفم 

اینجوری می تونم بفهمم نقاط قوت و ضعف وبلاگ و پیدا کنم و روش کار کنم ، برای همین خواهش می کنم نظردهی یادتون نره . 

میام می بینم کسی برام نظر نذاشته ها ، شبیه عکس بالا می شم به خدا

باز هم ممنونم 



تاريخ : 92/03/30 | 11:8 AM | نویسنده : مریم

رستوران پدیده یک رستوران ایرانی است . انواع کباب را سرو می کنه . 

دکورش خیلی جالب است ، یک محیط جنگلی و طبیعی داره ، همه چیز از نمای چوب و درخت تشکیل شده ، حتی برای نور پردازی هم چراغ ها را به شکل فانوس طراحی کردن. 

تنها بدی این دکور این است که روی پل هایی که به شکل چوب طبیعی ( دارای پستی و بلندی ) ساخته شده ، امکان داره خانم های با کفش های پاشنه بلند به سختی بتونن راه برن . مخصوصا زمانی که از قسمت سالاد بار سوپ و ماست کشیده اند. 

راستی یه قسمت لمکده هم داره ، که حالت سفره خانه سنتی است ، یعنی تخت و قلیان و ....

غذا عالیه ، یک پرس غذا مثلا ششلیک و برنج ، یا چنجه ، یا فیله کاملا دو نفر را جواب می ده . ( البته اگر این دو نفر آدم عادی باشن . ) 

میز اردور هم کامله ، این دفعه دقت کردم دیدم 16 مدل سالاد و ترشی و ماست و خیارشور و زیتون و ... هست. 

البته سوپ و دسر ( سه مدل ژله که توش خامه زدن ) هم به مقدار کافی هست . 

پرسنل خیلی شیک و محترم هستند . خیلی محترمانه سفارش می گیرن ، خیلی هم مودبانه صورت حساب میارن ، در صورت پرداخت با کارت هم بدون توقع انعام ، کارتتون را می برن و خودشون توی دستگاه می کشن و براتون میارن .  اول هم که وارد رستوران میشین ، یه خانمی بهتون یه شاخه گل رز با برچسب پدیده می ده که ایده جالبیه . 

قیمت ها هم خیلی منصفانه است ، مثلا ما دو نفری رفتیم ، یک فیله و برنج سفارش دادیم ، و از سالاد بار هم استفاده کردیم ، سالاد بار را که یک سرویس حساب می کنن ، قیمتش هم 10 است. غذا هم ( خوب یادم نیست 32-33 ) بود فکر کنم . کلا شد 45 . که برای دو نفر با اون کیفیت غذا و استفاده از سالاد بار کامل ، به نظرم مناسبه . 

 

برای همین محاسن ، من پدیده را خیلی بهتر از رفتاری می دونم . امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.



تاريخ : 92/03/30 | 10:23 AM | نویسنده : مریم

رستوران رفتاری یه رستوران ایرانی است که البته برخی غذاهای فرنگی مثل جوجه چینی و شنیتسل و ... را هم سرو می کنه . 

این رستوران خیلی معروف و با سابقه است و برای همه به اسم یک رستوران شاخص شناخته شده است ولی من بر خلاف نظر این عده ، خیلی از رفتاری خوشم نیومد. 

ما ساعت 10 رفتیم برای شام . سالاد بار حسابی خالی بود ، چند تا از ظرف ها کاملا ً خالی بودند. بقیه هم چیزهای خیلی معمولی . مثلا سه تا ظرفش تقریبا مثل هم بود . یکیش ذرت خالی بود. یکیش مخلوط ذرت و نخود فرنگی ، یکیش مخلوط ذرت و جوانه ماش . 

چند تا سالاد دیگه مثل سالاد ماکارونی و سالاد شیرازی و همون کاهو ، خیار ، گوجه همیشگی و کمی هم سالاد الویه بود. ولی اصلا خبری از ماست چکیده و معمولی و موسیر نبود . هیچ نوع زیتون و خیارشور و ترشی و شوری هم در کار نبود. 

دسر هم که اصلا وجود نداشت ، حتی ژله که ارزونترین و ساده ترین نوع است . 

برخورد پرسنل خیلی سرد است و خیلی هم توی سطح رستوران زیاد هستند به طوری که آدم از این همه گارسونی که مرتب در رفت و آمد هستند و بالای سر مردم راه می رن کلافه می شه . یعنی اصلا جو آرامی نداره . 

مبلمان هم اصلا شبیه عکس بالا نبود و خیلی ساده تر و معمولی تر بود . به قول همسرم مثل چلوکبابی های داخل جاده روی هر میز ، یک سفره پهن بود که سریع جمعش کنند و میز را تحویل نفر بعدی بدهند. ( این کار الان توی خیلی از رستوران ها باب شده ولی یه جایی مثل رفتاری با اون کلاس رستورانی اصلا جالب نیست> ) 

برای غذا من ماهی سفارش دادم و بقیه کوبیده . ماهی کبابی من بدک نبود ، ولی خیلی بی سلیقه و بدون هیچ دیزاین خاصی توی بشقاب برام سرو شد. تنها چند حلقه هویج آب پز و کدو داشت . ( که خیلی هم بد مزه بود ) 

کوبیده خوش قیافه و بزرگ بود ولی من کباب های خوشمزه تری توی رستوران های خیلی گمنام تر از این خورده بودم . 

این اولین بار بود که من رفتاری را امتحان می کردم ولی همسرم قبلا ( دو سال پیش ) رفته بود و می گفت که اون موقع همه چیز خیلی عالی بوده. می گفت سه برابر این سالاد بار ، سالاد سرو می شده و کیفیت غذا هم خیلی بهتر بوده . 

قیمت ها بدک نیست ، مثلا کوبیده و برنج 14 تومانه ، ماهی بدون پلو 10 و به همین نسبت ...

البته مالیات و حق سرویس جداست . 

خیلی بعیده من دوباره بخوام برم رفتاری . ترجیح می دم اگر غذای این مدلی هوس کردم برم پدیده شاندیز



تاريخ : 92/03/29 | 9:39 AM | نویسنده : مریم

دوستای گلم سلام

یه مدت زیادی ( حدودا سه ماه است ) که بی خیال وبلاگ شده بودم . آخه تنها موندم . شبنم که واسه همیشه رفت ترکیه زندگی کنه . هما هم که همون چند ماه اول خسته شد و بخش دکوراسیون را ولش کرد. 

خودم یه کم فعالیت کردم ولی تنهایی بهم نمی چسبید این بود که منم بی خیال وبلاگ شدم. 

ولی این روزها باز دلم براش تنگ شده و گفتم بیام یه صفایی بهش بدم . ظاهرا خودم باید تنهایی سرپا نگهش دارم . سعیم را می کنم . 

یه بار توی یکی از این وبلاگ ها خوندم که یه مادری نوشته بود اینجا را یه دفترچه اشپزی می کنم واسه دخترم . زمانی که بزرگ شه استفاده کنه . 

به نظرم خیلی ایده ی خلاقانه ای است . منم اینجا را یه دفترچه خاطرات می کنم واسه فرزندم ( چه دختر ، چه پسر ) که حال و هوای این روزهای مامانشو بفهمه . 

دو جلسه است کلاس تی ای رفته ام . تحلیل رفتار متقابل . یه دنیای خاصی است . یه چیزهایی واسم روشن شده که به نظرم هر کسی ندانه و بمیره ( به قول همون مثل معروف ) توی جهل مرکب مانده . 

خدا کمکم کنه بعد از پایان دوره ، دیدگاهم نسبت به همه چیز عوض شه . 

دختر یا پسر عزیزم که ( توی آینده میای ) بدون مامان عاشقته ، و واسه کمک به تو و این که شاد و سالم زندگی کنی حاضره همه چیز را تغییر بده . اول از همه خودشو . دلم می خواد شادی ای را که من هیچ وقت توی کودکیم نداشتم ، به هر قیمتی واست فراهم کنم و از اون جایی که می دانم 6 سال اول زندگیت ، سرنوشتت را تعیین می کنه ، خشت های اول را محکم و راست برات پایه گذاری کنم . 

چه آدم احساساتی هستم من . هنوز هیچ خبری از اومدنت نیست ( حتی باردار هم نیستم ) ولی از همین الان باهات که حرف می زنم دلم پر از شعف می شه . چشمام هم پر اشک . وقتی هنوز به وجود نیامده ای من این همه عاشقتم ، بدان که اگه باشی من بهترین مامان دنیا می شم برات . می خوام همه ی نداشته های خودم را برات داشته کنم . یه عالمه مهر مادری که مهمترین نعمت دنیاست. 

دوستت دارم کوچولوی نیامده ی من . 



تاريخ : 91/12/28 | 1:24 PM | نویسنده : مریم


بروسکتا یه پیش غذای ایتالیایی خیلی ساده و خوشمزه است.
نان کامپاین را حلقه ای برش می زنین ( نان کامپاین را من همیشه از هایپر استار می خرم ) اگر نبود نان تست بذارین ولی جالب نمی شه ها .
خیلی ساده است ، نان را حلقه ای برش می زنین ، روش ترکیب سرکه بالزامیک  و روغن زیتون و فلفل سیاه می پاشین . بعد مخلوط گوجه فرنگی خرد شده و پنیر فتای سفید و کمی ریحان قرار می دین . 
برای هر کسی درست کردم دوست داشته . عالیه 



تاريخ : 91/12/26 | 12:9 PM | نویسنده : مریم
از طریق سایت این قنادی دو تا کیک سفارش دادم .

یکیش کیک شکلاتی بود که اینه :



حسابی خوشمزه و تازه بود . با کیک های دیگه فرق داشت ، به شیرینی و سنگینی آنها نبود. کاملا طعم شکلات می داد نه اینکه فقط رنگش این باشه . خیلی عالی بود .
اون یکی کیک هم چیز کیک نیویورکی بود که این هم عکسشه :



این یکی هم خیلی خوب بود . طعم کیک پنیر واقعی می داد نه مثل مال قنادی ها که هر کی هر مدلی دوست داره درست می کنه اسمشو می ذاره کیک پنیر .
تنها مشکل کیک های تی اس اینه که یه نمه گرونه.
هر کدامشان حدود 28-29 قیمتشان بود . وزنش هم بین 1300 گرم تا 1500 گرم.
ولی خیلی عالی بودن . به نظرم امتحان کنید .
توی خیابان سهروردی است . البته از طریق سایتش هم می شه سفارش بدین